به نام خداوند جان آفرین
وقتی تو
آمدی،
نارنج.صدای همهمهها بدجوری چرتم را پاره و مرا از خواب جدا کرد، نمِ ای چشم
هایم را باز و بسته کردم و چون بار دیگر پلکانم بسته و به رویهم آمد خواب بود که دوباره مرا در کام خود فرو بلعید.نمیدانم چقدر گذشته بود اما با اطمینان به یاد دارم که با سروصدا و هلهله باز از خواب پریدم و صدای گریههایم بود که
برچسب:
نویسنده: علی حسینی
تاريخ: سه
شنبه
11 ارديبهشت
1397 ساعت: 23:52